آقا سپهرآقا سپهر، تا این لحظه: 9 سال و 4 ماه و 4 روز سن داره

سپهر امید زندگی

یه جمعه باحال و پیک نیک و چند تا عکس یادگاری...

یه پدر و پسر باحال و سر حال ...   رو درخت و بین یه عالمه برگ ... چقدر بهت خوش میگذره ...( داری میگی برگ ) آب بازی ... کلی کیف کردی اینم یه سلفی مادر پسری بابایی هم محو در افق های دوردست ...  اینم داستان همیشگی ما تو ماشین ... فدای توبشم که دوست داری رانندگی کنی   ...
2 ارديبهشت 1397

10 ماه زیبا سپری شد ...

سلام فرشته دوست داشتنی من ... وارد ماه یازدهم زندگیت شده و کم کم داره یک سالت میشه ... چقدر زود این 10 ماه گذشت ...هزار ماشالا پسرشیرینم ... این روزا  دیگه خیلی خوب راه میری و حسابی تو راه رفتن پیشرفت کردی  ... البته هنوزم بعضی وقتا یک کمی تعادلت به هم میخوره و تلپ میفتی زمین  .... خیلی مراقبتم ولی ببخشید که یه وقتایی از دستم در میره آسیب میبینی ... اشکال نداره بزرگ میشی یادت میره  خودت خیلی دوست داری راه بری و من اصلا اصراری رو این موضوع ندارم ... مثلا دیروز رفته بودیم بیرون و اونقدر اصرار کردی تا بالاخره گذاشتمت رو زمین و 10 - 20 متری راه رفتی     دیگه اینکه جدیدا تا بابا از سر کار میاد به من نم...
29 فروردين 1397

نوروز 1397 مبارک ...

سپهر قشنگم ... عیدت مبارک ... پارسال این موقع تو هنوز دنیا نیومده بودی وما برای اومدنت لحظه شماری می کردیم و الان خورشید زندگیمون شدی و ما امسال زیباترین نوروزمون رو تجربه میکنیم ... اولین عید سه نفره مون ... بالاخره  اولین بهار زندگیت هم رسید و چقدر به همه ما خوش گذشت ... چقدر خوشحالم که تو رو دارم ... عزیز دلم روزای اول عید رو تو خونه خودمون بودیم و عمه جونیا اومدن پیشمون ... ولی روز چهارم عید حرکت کردیم به سمت مشهد و اومدیم خونه مامان شهناز... خاله ها و مامان شهناز و دایی جون حسابی دلشون برات تنگ شده بود ... منم که دیگه از خوشحالی داشتم بال در می آوردم ... ... اولین مسافرت طولانی بود که با هم میرفتیم و ازت ممنونم...
18 فروردين 1397

9 ماه گذشت ... سلام به ده ماهگی....

سلام عزیزترینم ...  تو این تکاپو و شلوغ پلوغی آخر سال من همه هواسم به تو هست و بس... این روزا دارن به سرعت سپری میشن و من واهمه دارم نکنه حتی به قدر چشم برهم زدنی حرکات و شیرین زبونی های  تو رو از دست بدم ... به یه چشم به هم زدن 9 ماه گذشت و من واقعا تعجب میکنم این 9 ماه چجوری اینقدر تند گذشت ... وای ازون 9 ماهی که توی دل مامانی بودی و انگار 9 سال گذشت ... این 9 ماه کجا و اون 9 ماه کجا ؟؟؟ تولدت مبارک پسر شیرینم ... 9 ماهگیت مبارک باشه به من و همه کسایی که با اومدنت کلی شور ونشاط بخشیدی به زندگی شون ...  خیلی دوستت دارم زندگیم ، همه وجودم تو تمام آرامش منی  ...  چه خوب که من مامانت هستم و این حس قشنگ و شی...
26 اسفند 1396

روز مادر مبارک ...

پسرک شیرینم ... امروز روز مادره و من این حس ناب مادرانه رو مدیون توام ... بدون تو هیچ وقت نمیتونستم تا این اندازه خوشبختی رو احساس کنم... از تو ممنونم که این حس زیبا رو به من هدیه دادی ... تو شدی تمام دنیای من و من مادر  بودن رو تا ابد مدیون تو خواهم بود ... تو این روزهای شلوغ که مثل باد میگذره تمام سعی من اینه که تمام لحظه های معمولی زندگی رو برات تبدیل به لحظه هایی پر از شادی و خوشبختی کنم  تا دل کوچیکت همیشه شاد بمونه ...  سپهر نازنینم برای این همه خوشبختی که به ما دادی ازت ممنونم  روزگار خیلی زود میگذره ...بیا شادی این روزهامون رو با همین چند دونه عکس ابدی کنیم   فدای قد و بالات که...
19 اسفند 1396