فرشته زیبایم به زندگی من خوش آمدی ...

سلام به فرشته زیبای زندگیم...
قبل از هرچی باید از خاله زری مهربون تشکر کنیم که اولین پست رو واسمون نوشت .
خاله زری جون مرسی . دوست داریم.
من یعنی مامان مهدیه و بابایی روز بیست و چهارم خرداد 1396 یه هدیه قشنگ دوست داشتنی از خدا گرفتیم ... پسر قشنگم آقا سپهر فرشته زیبا و شیطون بلا و البته کمی پهلوون که تو این روز گرم و بهاری بعد از کلی انتظارو  دلهره توام با شادی ، چشمای زیبا شو به روی این دنیا باز کرد و زمینی شد و از همون لحظه تولد یعنی ساعت 3:15" روز بیست و چهارم خرداد 96 زندگی گرم و صمیمی دونفره ما رو غرق شادی و شور کرد... این اتفاق قشنگ و بی نظیر توی شهر قشنگ مشهد و در بیمارستان جوادالائمه افتاد و اسم خانوم دکتر مهربونی که شما رو از دل مامانی بیرون آورد خانوم دکتر زهرا صیادی بود...
سپهر قشنگم به زندگی من و بابایی خوش اومدی...
عزیز دل مامان با اومدنت خیلیا رو خوشحال کردی...  مامان شهناز و عزیزجون که   مامانبزرگای دوست داشتنی ات هستن .
خاله ملی مهربون و خاله زری دلسوز و دل‌نگرون ...
عمه جونیاااااای دوست داشتنی عمه مهری و عمه مریم ... زن عموی خوشگل و مهربون لادن خانوم گل و دایی محمد علی بی نظیر و عمو ابی خوب و مهربونت ... یه پسر خاله ناز و قشنگ داری آقا آرمان گل و ناز نازی و یه پسر عموی جیگر که آقا پارسا هستن... دوتا پسر عمه هم داری که هرچی از گل بودنشون بگم کم گفتم... آقا عرشیا و آقا علیرضا و ...
خلاصه که مامانی با اومدنت کلی شور و نشاط آوردی و من و بابایی حس می کنیم خوشبخت ترین آدمای روی زمین هستیم که خدای مهربون تو رو بهمون هدیه داده...
اینم چند تا عکس از اون روز خاطره انگیز ...

سپهر دوستداشتنی ما محبت




[ موضوع : ]
تاريخ : شنبه 7 مرداد 1396 | 20:41 | نویسنده : مامان |